رضا قليخان هدايت
1559
مجمع الفصحاء ( فارسي )
تا نگويى خير و شر بىعزمشان آمد پديد * يا نپندارى كه بىموجب سر شر داشتند فعلشان بر مقتضاى قابل آمد در وجود * زان ستمكش خواستند آن وين ستمگر داشتند قوهها را راه سوى فعل دادند ار نه كى * آنكه را مؤمن توانستند كافر داشتند مى نبينى شيشها را بيش و كم نزديك و دور * درخور خود پرتوى از تابش خور داشتند انبساطات وجود از اعتبارات حدود * همچو ظل در قرب و بعد مهر انور داشتند ور بگويى اعتبارى كى اثر آيد پديد * گويم اين آثار هم اوهام مظهر داشتند چون در انسان عالم معنى و صورت را پديد * ز امتزاج خاك و آب و باد و آذر داشتند از پى نظم دوعالم در پى هم يكبهيك * شاه بر شاه و پيمبر بر پيمبر داشتند در ظهور احمدى ختم نبوت خواستند * سلطنت را ختم بر شاه مظفر داشتند تاج فرق خسروى فتحعلى شه كز شرف * خسروان خاك رهش را زيب افسر داشتند گفتمى فردا ودى گر مجتمع گشتى به هم * چرخ را در سير با عزمش برابر داشتند چون به عزم رزمگه ترتيب لشكر ساختى * هم ز نامت فتح پيشاپيش لشكر داشتند